امروزه تحرک و فعالیت ورزشی نوجوانان نسبت به دوران گذشته رو به افول گذاشته است به طوریکه فقر حرکتی و اضافه وزن از مشکلات عمده دانش آموزان است. شرکت افراد جوان در فعالیتهای ورزشی، علاوه بر تقویت قوای جسمانی، در افزایش اعتماد بهنفس و ارتقای سایر جنبه های سلامت روانی نیز موثر است. شناسایی عوامل بیولوژیکی، محیطی، اجتماعی و روانی اثرگذار بر فعالیت بدنی، ایده اساسی برای ترویج فعالیت بدنی در نوجوانان است (40).
اخیراً در کشور ما نوجوانان به شیوع بیماریهای ناشی از فقر حرکتی، بیشتر گرفتار میشوند. فقر حرکتی عامل بسیاری از بیماریهای جانفرسا مانند چاقی، ضعف دستگاههای قلبی عروقی و تنفسی است و سلامتی روانی را نیز به طور مستقیم و غیر مستقیم به خطر میاندازد. یکی از مشکلات عمده نوجوانان وابستگی و اعتیاد به تلویزیون و تکنولوژیهای مشابه آن است که باعث کم تحرکی بیشتری می شود اما در نظر گرفتن برنامه های فعالیت بدنی می تواند راهبرد موثری برای مبارزه با این مشکلات باشد. زیرا ورزش و فعالیت بدنی بخش مهمی از برنامه آموزشی مدرسه و فرایند تربیت و پرورش کودکان، نوجوانان و جوانان را تشکیل میدهد (10 و 15).
نوجوانی یک دوره مهم از زندگی است که ادراک از خود به طور عمیق تغییر می کند. مطالعات نشاندادهاست که این دوره یک دوره مهم برای «خود» و ساختارهای عصبی حمایت کنندهاش است (35). یکی از ابعاد «خود»، خودپنداره[1] میباشد، خودپنداره، آگاهی شخصی از محدودیتها، ویژگیها و خصوصیات شخصی و خصوصیاتی که ممکن است شخص در آنها با بقیه مشابه یا متفاوت باشد. در واقع خودپنداره ادراکی است که شخص از خودش بدون قضاوت یا مقایسه شخصی زودگذر با دیگران دارد (51).
بر اساس نظر وینبرگ و گولد (1999) نباید خودپنداره را تنها به عنوان یک واژه کلی تلقی کرد بلکه باید آن را به عناصری مانند خودپنداره اجتماعی، خودپنداره تحصیلی و خودپنداره جسمانی تفکیک کرد (51). خودپنداره جسمانی هم شامل نحوه نگرش فرد نسبت به خود است و هم شامل شیوهای است که فرد توسط آن بدن خود را ادراک می کند و نگرش فرد را نسبت به ابعاد بدنی، تواناییها و مهارت های بدنیاش نشان میدهد (78). از طرفی بالیدگی در شکلدهی خودپنداره فرد نقش بسزایی دارد (51). افراد نوجوان در سنین متنوعی به مرحله نوجوانی وارد میشوند و به وضعیت بالیدگی میرسند. بالیدگی به عنوان فرایندی از بالیده شدن یا پیشروی به طرف وضعیت بالیده تعریف می شود. لذا در یک گروه از کودکان با جنس و سن تقویمی همانند، در سن زیستی یا سطح بالیدگی زیست شناختی کسب شده، پراکندگی وجود دارد (65). رشد خودپنداره، یک جنبه مسلط در کودکی و نوجوانی است و اغلب تحت تاثیر سطح بالیدگی قرار میگیرد (مثلا تاخیر یا پیشرفت در بالیدگی). در این سنین از یک طرف رشد اجتماعی، شخصی و عاطفی و از طرف دیگر نیز جابجایی زمانی بالیدگی (تاخیر یا پیشرفت) وجود دارد که این جابجایی میتواند بر رشد خودپنداره فرد اثر بگذارد (51).
همچنین شرکت افراد جوان در فعالیتهای ورزشی، علاوه بر تقویت قوای جسمانی در افزایش اعتماد بهنفس و ارتقای سایر جنبه های سلامت روانی نیز موثر است و یکی از ابعادی که فعالیت بدنی و بهخصوص آمادگی جسمانی می تواند تاثیر بسیار زیادی روی آن داشته باشد خودپنداره است (51).
در این راستا این تحقیق در نظر دارد اثر یک دوره تمرین آمادگی جسمانی را بر خودپنداره جسمانی دختران نوجوان دیررس و زودرس کم تحرک بررسی و مقایسه کند.
2-1- بیان مسأله
سلامتی انسان ابعاد مختلفی اعم از بدنی، روانی، عاطفی و اجتماعی دارد که لازم است به همه آنها توجه شود. یکی از موضوعات مهمی که درباره سلامت روانی مطرح می شود عزت نفس و ادراک فرد از خودش است. ادراک فرد از خود تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار میگیرد که فعالیت بدنی و شرکت در ورزش سازمان یافته یکی ازین عوامل است (34).
در جامعهای که اهمیت زیادی برای موفقیت در فعالیتهای ورزشی قائل هستند، طبیعی است که تصور شود خودپنداره به میزان زیادی افزایش خواهدیافت. یک خود پنداره منفی می تواند آثار مخربی بر تمام جنبه های زندگی فرد داشته باشد. مربیان و والدین باید نحوه به کارگیری فعالیتهای حرکتی کودکان و نوجوانان را که باعث تشکیل خودپندارههای مثبت و باثبات میشوند، مشخص کنند (51).
خودپنداره جسمانی شامل نحوه نگرش فرد نسبت به خود است و هم شامل شیوهای است که فرد توسط آن بدن خود را ادراک می کند و
نگرش فرد را نسبت به ابعاد بدنی، تواناییها و مهارت های بدنیاش نشان میدهد. از طرفی بالیدگی در شکلدهی خودپنداره فرد نقش بسزایی دارد (51 و 78). افراد نوجوان در سنین متنوعی به مرحله نوجوانی وارد می شوند و به وضعیت بالیدگی میرسند. بالیدگی به عنوان فرایندی از بالیده شدن یا پیشروی به طرف وضعیت بالیده تعریف می شود. لذا در یک گروه از کودکان با جنس و سن تقویمی همانند، در سن زیستی یا سطح بالیدگی زیست شناختی کسب شده، پراکندگی وجود دارد (65). رشد خودپنداره، یک جنبه مسلط در کودکی و نوجوانی است و اغلب تحت تاثیر سطح بالیدگی قرار میگیرد (مثلا تاخیر یا پیشرفت در بالیدگی). در این سنین از یک طرف رشد اجتماعی، شخصی و عاطفی و از طرف دیگر نیز جابجایی زمانی بالیدگی (تاخیر یا پیشرفت) وجود دارد که این جابجایی میتواند بر رشد خودپنداره کودک اثر بگذارد (51).
تغییرات جسمانی که در طی بلوغ در دختران رخ میدهد (22% افزایش توده چربی) با افزایش توده عضلانی یا بافت اسکلتی همراه نیست (78)، از این رو با توجه به تغییرات در اندازه، شکل و ترکیب بدنی، شرکت در فعالیت بدنی کاهش مییابد. بنابراین تغییرات جسمانی زمان بلوغ و بالیدگی زودرس دختران نوجوان ممکن است به طور مستقیم روی توانایی دختران برای شرکت در فعالیت جسمانی تاثیر داشته باشد. به عنوان مثال، رشد سینه ممکن است به طور مستقیم، شرکت در فعالیت جسمانی خودانگیخته را به دلیل نیاز به لباس مناسب کاهش دهد (28).
از طرفی نوجوانی به عنوان دوره خطر کاهش فعالیت بدنی به ویژه بین دختران نوجوان زودرس[1] شناخته شده است و این کاهش فعالیت کاهش خودارزشمندی جسمانی را نیز در پی دارد (54). تغییر در انگیزه، نگرش نسبت به عملکرد و تغییر در تصویر بدنی در خلال دوره نوجوانی ممکن است از عوامل تاثیرگذار بر کاهش فعالیت باشد (78).
منابع زیادی این کاهش را در دختران نوجوان مشخص کرده اند و نشان دادهاند که درصد شرکت در فعالیت بدنی از %58 در سن 11-12 سالگی، به %41 در سن 13-15 سالگی کاهش مییابد، این افت در فعالیت بدنی همزمان با بلوغ است که معمولا در سن 12-13 سالگی اتفاق میافتد (26).
مطالعات انجام شده نشان می دهد که ورزش هم در درازمدت و هم در کوتاه مدت، تقویت روانی و بهبود تغییرات نورولوژیک در قشرکودکان، نوجوانان، بزرگسالان و حتی سالخوردگان را به همراه دارد. از طرفی آمادگی جسمانی وسیله ای ساده، کم هزینه و قابل دسترس برای همگان ازجمله نوجوانان است (34).
یکی از این مداخلات موثر ومهم اثر فعالیت بدنی روی خودپنداره است چراکه خودپنداره جنبه مهمی از رشد عاطفی فرد است. تحرک و فعالیت جسمانی تسهیل کننده های مهمی برای خودپنداره مثبت محسوب میشوند (69، 90 و 98). اگرچه تحرک تنها یک روش تسریعکننده رشد خودپنداره است اما برای نوجوانان از اهمیت خاصی برخوردار است (51) . به ویژه این تاثیر را میتوان در دختران با بالیدگی زودرس مشاهده کرد چراکه دختران با بالیدگی زودرس در مقایسه با همسالانشان از سطوح فعالیت بدنی و خودادراکی پایینی برخوردارند (28، 29 و 41).
مطالعه روی بررسی خودپنداره در طول نوجوانی تا حدودی پراکنده است و شواهد اندکی درباره بلوغ و فعالیت جسمانی در دختران نوجوان وجود دارد و همچنین در برخی مطالعات مقدار مداخله کم بوده است (39 و 98).
از اینرو آگاهی از تاثیرات برنامه های مداخلهای باعث توسعه نظریه های رفتاری و متعاقبا باعث ایجاد برنامه های موثر برای پیشرفت سلامتی خواهد شد (90 و 98). نتایج نشان میدهد که مداخلات در محیط مدرسه می تواند به طور مثبت روی خودپنداره دانش آموزان تاثیر بگذارد اما در برخی مطالعات مقدار مداخله کم بوده است (35 و 92).
کمبود شواهدی راجع به اثر فعالیت بدنی روی خودپنداره جسمانی دختران با بالیدگیهای متفاوت به طور متمایز، و همچنین کم بودن مقدار مداخلات پیشین، نیاز به تحقیق بیشتر را برای کارهای مداخله ای روی خودادراکی و خودپنداره جسمانی را مشخص می کند. بنابراین با درنظر گرفتن ویژگیهای نوجوانی و اینکه بالیدگی در سنین حساسی صورت میگیرد و همچنین با توجه به اینکه این تحقیق روی نوجوانان کم تحرک دختر انجام خواهدشد، محقق در پی پاسخ به این سوال است که آیا برنامه تمرینی آمادگی جسمانی اثرات متفاوتی بر خودپنداره جسمانی دختران نوجوان کم تحرک زودرس و دیررس دارد؟
از این رو این تحقیق در نظر دارد که پیامدهای یک دوره 8 هفتهای تمرینات آمادگی جسمانی را برخودپنداره جسمانی نوجوانان دختری که از نظر بالیدگی دیررس و زودرس هستند، بسنجد و نحوه تاثیر این تمرینات را بر آنها بررسی و مقایسه کند.
3-1- ضرورت
آگاهی از تاثیرات برنامه های مداخله ای باعث توسعه نظریه های رفتاری و متعاقبا باعث ایجاد برنامه های موثر برای پیشرفت سلامتی خواهد شد. این نتایج نشان میدهد که مداخلات در محیط مدرسه می تواند به طور مثبت روی خودپنداره دانش آموزان تاثیر بگذارد (35).
همچنین، دختران در سن بلوغ خودارزشی پایینتری دارند و لزوم برنامه هایی برای افزایش فعالیت بدنی در میان دختران نوجوانی که نارضایتی نسبت به بدنشان را در مدت بلوغ تجربه می کنند، مشهود است، بنابراین با توجه به اینکه برخی تحقیقات ذکر شده نشان دادهاند خودپندارهی جسمانی دختران در سن بلوغ کمتر است، ضرورت برنامه های فعالیت بدنی برای این گروه، محسوستر است (28، 25 و 41).
از طرفی نیز اگرچه راهبردهایی برای افزایش فعالیت بدنی در حال گسترش هستند اما میزان تاثیرات برای مداخله کم هستند و مداخلههای موثر به طور گسترده به کار گرفته نمی شود (41).
در نتیجه کمبود شواهدی راجع به اثر فعالیت بدنی روی خودپنداره جسمانی دختران با بالیدگیهای متفاوت به طور متمایز، و همچنین کم بودن مقدار مداخلات پیشین، و نیز باتوجه به کمتر بودن خودپنداره جسمانی دختران نوجوان در سنین بلوغ، لزوم برنامه هایی برای نیاز به تحقیق بیشتر را برای کارهای مداخله ای روی خودادراکی و خودپنداره جسمانی را مشخص می کند. ازین رو این تحقیق در نظر دارد پیامدهای یک دوره تمرین آمادگی جسمانی را در نوجوانان دختری که از نظر بالیدگی دیررس یا زودرس هستند بسنجد و نحوه تاثیر این تمرینات را بر آنها بررسی و مقایسه کند.
[1]. Early adolescent girls
[1]. Self- concept
بی سرپرستی از آغاز خلقت وجود داشته است و کودکان بی سرپرست در خانه های کودک و نوجوان و دور از محبت والدین و اعضای خانواده زندگی می کنند و برخی از آنها دچار محرومیت ها و احساس شکست و گاه نیز دچار صدمه ها و ضربه های روانی هستند. این کودکان در وجودشان احساس خلا می کنند و افرادی ناراضی و ناراحت هستند که برای احقاق حق خود ممکن است تن به رفتارهای ناسازگارانه و انحراف آمیز دهند. کودکان بی سرپرست با مقایسه شرایط زندگی خود با کودکان عادی خود را دچار ناکامی جبران ناپذیری می بینند که زمینه بروز پرخاشگری و ناسازگاری کودک را فراهم می سازد و از آنجایی که نوجوانی یکی از دورانهای مهم در ساخت و پایه ریزی شخصیت فرد محسوب می شود چه بسا مشکلات رفتاری بروز پیدا کرده در این برهه، در دوره های بعدی زندگی، خود را به صورت ویژگی هایی پایدار نشان دهند. به طور مثال مشکلات رفتاری درون ریزانه در کودکی و نوجوانی با اختلالات خلقی و خودکشی در بزرگسالی و سطوح بالای پرخاشگری در کودکی با رفتار جنایی [1]و سایر رفتارهای ضد اجتماعی مربوط بوده است( لایو[2]، 2003). به همین دلیل شناخت عوامل و همبسته های موثر در حل مشکلات و ناهنجاری های رفتاری نوجوانان و اقدام در زمینه برنامه ریزی به منظور اصلاح و بهبود این عوامل از جمله روشهای بسیار موثر در پیشگیری از اختلالات روانی در بزرگسالی خواهد بود.(مایر[3]، سالووی[4]، 1997). کارآمدی نوجوان در برخورد با مسایل فردی و اجتماعی به طور قابل ملاحضهای توسط تجربه های هیجانی و نحوه مواجهه و انطباق با رویدادها تعیین می شود. در قرن حاضر که فشار روانی بر زندگی انسانها سایه افکنده است، توانایی کنترل هیجانات خود مهارت دارند، بهتر می توانند حالات هیجانی منفی را از طریق فعالیت های خوشایند جبران نمایند(سالووی ، 1997 به نقل ازخسرو جاوید، 1381). مطالعات انجام گرفته میزان شیوع اختلالات رفتاری در كودكان سنین مدرسه را بالا و در حدود 11 تا 25 درصد گزارش كرده اند.(آلمگویست[5] و همکاران، 1999). کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری دارای فراخنای توجه کوتاهی هستند، عزت نفس پایین تری دارند، در ارتباط با اعضای خانواده، اطرافیان و مردم مشکل دارند و به آسانی ناکام میشوند.(ساسر، والر،[6] 2006).
یکی از عواملی که بر سازگاری فرد دراجتماع مؤثر است، عزّت نفس است. عزّت نفس یکی از عوامل تعیین کننده ی رفتار انسان به شمار می رود. در حقیقت، برداشت و قضاوتی که افراد از خود دارند تعیین کننده ی چگونگی برخورد آنها با مسائل مختلف است. فردی که عزّت نفس پایین دارد و برای خود ارزش و احترامی قایل نیست، ممکن است دچار انزوا، گوشه گیری و یا پرخاشگری ورفتارهای ضد اجتماعی شوند. آنها میتوانند به این باور رسیده باشند که در شرایط مختلف با هر نوع مهارتی که داشته باشند، وظایف خویش را به نحو احسن انجام دهند، به عبارت دیگرخود را با شرایط موقعیت های متفاوت اجتماعی سازگار نماید، این رفتار همان رضایت از زندگی است( بلاسکویچ و توماکا[7]، 2007). احساس رضایت از زندگی كه حوزه ای از روان شناسی مثبت نگر است. حوزه ای است که تلاش می کند ارزیابی های شناختی و عاطفی مردم از زندگیشان را مورد بررسی قرار دهد(آناس[8]، 1993از لاگلین و هیونبر[9]، 2001). پژوهش ها نیز نشان می دهد، کسانی که عزت نفس بالاتری دارند، از زندگی خود راضی ترند(کیتز[10]، 2007).
در برخی از مطالعه های تجربی رابطه بین عزت نفس و افسردگی در مورد فرزندان بی سرپرست و عادی همبستگی منفی وجود دارد و در تحقیقی دیگر با عنوان رابطه بین عزت نفس و افسردگی دانش آموزان، نتایج نشان داد که بین عزت نفس و افسردگی همبستگی منفی وجود دارد(محمدی، 1387). به طوری که در هر دو تحقیق یادشده بین میزان افسردگی و عزت نفس نتایج معنی دار نبوده و لذا فرضیه های این تحقیق مبنی بر پایین بودن عزت نفس و بالاتر بودن میزان افسردگی که یک شاخه اختلالات رفتاری است در نوجوانان بی سرپرست نسبت به دانش آموزان عادی رد شده است(واکر و همکاران، 1998). اهمیت توجه به نوجوانان بی سرپرست و مسائل و مشکلات آنها بیانگر لزوم پژوهش در این زمینه می باشد. لذا هدف از پژوهش حاضر مقایسه اختلالات رفتاری، عزت نفس و رضایت از زندگی در نوجوانان بی سرپرست و عادی بود.
2-1- بیان مسأله
کودکان و نوجوانان قشر عمده ای از جمعیت جهان را تشکیل می دهند. در هر جامعه سلامت کودکان و نوجوانان اهمیت ویژه ای دارد و توجه به بهداشت روانی آنان کمک می کند تا از نظر روانی و جسمی سالم بوده و نقش اجتماعی خود را بهتر ایفا کنند(کوشان[1]،2000 )
مطالعات انجام شده در فرهنگ های مختلف نشان داده است درصد قابل توجهی از کودکان سنین مدرسه و قبل از مدرسه دچار مشکلات رفتاری هستند)هارلند، ریجینولد، براگمان، ورلو، وانهوریک، ورهولست[2]، 2002). کودکان بیسرپرست و بد سرپرست که از عاطفه مادرانه و روابط صمیمی والدین محروم بوده اند غالبا از اختلالات عاطفی، ناایمنی، احساس وابستگی یا طرد، گروه گریزی یا گروه گرایی حاد رنج میبرند. و به طور جدی نیازمند ارتباط صمیمانه و عاطفی هستند، و به روش های فرافکن و ابزارهای توانبخشی که بروز مشکلات آنها را تسهیل سازد علاقه نشان میدهد( نلسون، 2000). به طور کلی هنگامی اختلال رفتاری مطرح می شود که رفتار کودک مورد تایید والدین نباشد، در رفتار کودک رفتارهای برون فکنانه دیده می شود، رفتار نامناسب تکرار شده و تنبیه های خانواده برای حذف آن بی تاثیر باشد و کودک دچار بیماری روانی نباشد(شمس اسفندآباد، 1382).
روانشناسی جدید سعی داردتوجه خود را صرفا به مشکلات روانی معطوف نسازد و بیشتر به جنبه های مثبت زندگی تاکید کند. رضایت از زندگی[3] نیز یکی از مولفه های اساسی در شناخت کیفیت زندگی افراد می باشد. پژوهشهای انجام شده در زمینه رضایت از زندگی در بین نوجوانان نشان داده است که رضایت مندی و تلقی مثبت از زندگی در گروه سنتی نوجوانان یا دانش آموزان کاملا متفاوت از بزرگسالان است و پژوهش در این زمینه نیازمند لحاظ نمودن مولفه های ویژه آنان است. افزایش تنش ها و مشکلات رفتاری، ناامیدی، اضطراب و افسردگی ازجمله آثار منفی نارضایتی از زندگی است که پیامدهایی همچون کاهش روحیه مشارکت جویی اجتماعی، تعاون و اعتماد اجتماعی خواهد داشت(کامرون[4]،2001). بر اساس یافته های عملی برآورد افراد از سلامت ذهنیشان به طور منظم از لحاظ میزان ارزش گذاری یا درجه اهمیتی که برای حیطه های متفاوت زندگی مثل شغل، سلامت، اوقات فراغت، تحصیل یا زندگی عاشقانه قائل هستند، تغییر میکند(اکرم خمسه،1390). .به علاوه فقط حیطه ها و زمینه های ارزشمند، یعنی حیطه هایی که رضایتمندی کلی از زندگی را نشان داده اند بر قضاوت افراد درمورد رضایتمندی کلی از زندگی تأثیر میگذارد. حیطه ها یا زمینه هایی که مهم نیستند، بر رتبه بندی کلی از رضایت مندی تأثیری ندارند. رضایت از زندگی می تواند جز عوامل تاثیر گزار بر عزت نفس افراد باشد.
عزت نفس به عنوان یکی از ابعاد شخصیت آدمی همواره تحت تاثیر روابط با دیگران شکل می گیرد و خانواده به عنوان اولین منبع ارتباط کودک عامل مهمی در شکل گیری این بعد از شخصیت آدمی است. این عامل مهم که در ساخت شخصیت کودک نقش دارد در کودکان بی سرپرست به خاطر نداشتن خانواده کم رنگ است. کاپلان از جمله پژوهشگرانی است که به عزت نفس[5] افراد به عنوان یک صفت نگریسته است .از شیوه فرزند پروری والدین و رابطه آن با عزت نفس کودکان را به دقت مطالعه نموده است. در نتایج حاصل از مطالعات کاپلان، اگر افراد در دوران کودکی خود تجارب منفی را پشت سر بگذارند از عزت نفس پایینی برخوردار می شوند و این تجارب منفی عبارت اند از: مرگ یکی از والدین، بستری شدن یکی از والدین به علت بیماری روانی، ازدواج مجدد یکی از والدین(کاپلان، پورکورنی1971 به نقل از کریمی 1383). علاوه بر این عوامل دیگری که می تواند بر عزت نفس موثر باشد، طبقه اجتماعی، اقتصادی خانواده است. طبقه اجتماعی و اقتصادی که فرد در آن متولد می شود، در سرتاسر زندگی، بر طول عمر، بهداشت روانی، شخصیت و بخصوص عزت نفس، میزان تحصیلات، شغل، گرایشهای فرد تاثیر عمیقی دارد .نتایج پژوهشها نشان داده است افرادی که در طبقات پایین زندگی می کنند، طول عمر کمتر و عزت نفس پایین تری دارند و عموما از بهداشت روانی مناسبی برخوردار نیستند(بروس کوین[6]، ترجمه توسلی و فاضل، 1369). از عوامل تاثیر گذار دیگر بر عزت نفس افراد عامل جنسیت است. نتایج پژوهشهای انجام شده نشان می دهد که در سنین دبیرستان(15-18)، بیشترین تفاوت بین عزت نفس پسران و دختران به چشم می خورد و عزت نفس پسران5/1 انحراف استاندارد بالاتر از دختران است(مرتون و لوینسون[7] به نقل از کریمی، 1383). اکثر صاحب نظران برخورداری از عزت نفس را به عنوان عامل اساسی در سازگاری عاطفی و اجتماعی افراد می دانند که این سازگاری در کودکان بی سرپرست دیده نمی شود. از آنجا که نوجوانی یکی از دورانهای مهم در ساخت و پایه ریزی شخصیت فرد محسوب می شود چه بسا مشکلات رفتاری بروز پیدا کرده در این برهه، در دوره های بعدی زندگی، خود را به صورت ویژگی های پایدار نشان دهند.به طور مثال مشکلات رفتاری درون ریزانه در کودکی و نوجوانی با اختلالات خلقی و خودکشی در بزرگسالی وعزت نفس پایین و سطوح بالای پرخاشگری در کودکی با رفتار جنایی و سایر رفتارهای ضداجتماعی مربوط بوده است، لذا با توجه به پژوهش های نادری که در ایران درباره مسائل و مشکلات نوجوانان بی سرپرست انجام شده است، پژوهش حاضر درصدد بررسی و تحقیق درباره مشکلات نوجوانان انجام خواهد شد.
[1] Kooshan
[2] Harland, Reijneveld, Brugman, Verloove, Vanhorick, Verhulst.
[3] Life satisfaction
[4] Kameron
[5] Self esteem
[6] Bruce Kohen
[7] Merton & Lowinson
[1] Criminal
[2] Liau
[3] Mayer
[4] Salovey
[5] Almogvist
[6] Sausser & Waller
[7] Blascovich & Tomaka
[8] Annas
[9] Loughlin & Huebner
[10] Kates
بیشتر مردم با شنیدن نام باکتری به یاد عفونت می افتند ولی غافل از آنکه بسیاری از باکتری ها نه تنها بیماری زا نبوده بلکه دارای خواص مفید و سودمندی برای بدن می باشد. با نگاهی کلی به دنیای میکرو ارگانیسم ها سیری میکنیم در این دنیای پیچیده:
میکرو ارگانیسم ها به تعداد بسیار گوناگونی در نقاط مختلف بدن ساکن شده اند. از جمله در مجرای روده ای بدن، حفره های دهان و بینی و خلاصه هر بخشی از بدن که در معرض با جهان خارج قرار گرفته است بنابراین این مناطق شرایط مطلوبی جهت بقای صدها گونه از باکتری هارا به عنوان باکتری های هم غذا (commensal) فراهم میسازند. مطالعات بر روی حیوانات عاری از میکروب (germ-free) ثابت نموده است که حیوانات به کلونیزه شدن میکروبی در بدن برای بقا نیاز ندارند اما بسیاری از اختلافات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی در آنها به اثبات رسیده و مشخص گردیده که این حیوانات به عفونتها مستعد می باشند که این امر را به نحوی فعالیت ضعیف سیستم ایمنی و شاید نبود باکتری های فلورنسبت می دهند در مورد نادر میکروبهای فلور بدن یک بیماری زایی نسبی با میزبان ایجاد میکند و بیماری یا مرگ را باعث میگردند. تاثیر میکروب های ساکن در معارضه و درگیری با بدن انسان شناخته شده است در نتیجه نیاز به ایجاد فعالیت های مثبت و سست کردن فعالیت باکتری های فلورومیکروبهای مهاجم به تئوری پروبیوتیک داردتقریبا 1012 باکتری برحسب گرم در روده ی بزرگ وجود دارد که شامل صدها گونه از باکتری های مختلف می باشد.
در نتیجه این مجموعه ی میکروبی یک تاثیر نیرومندی بر روی میزبان دارند، بنابراین مصرف پروبیوتیک ها به طور مثبت بر روی ترکیب ساختار این میکرو ارگانیز ها و ادامه یابی میزان سلامتی در میزبانی که در آن حضور دارند میتواند موثر باشد پروبیوتیک ها یا مواد حیات بخش در مقابل آنتی بیوتیک ها یا مواد پاد زیست قرار میگیرند. با توجه به پیشرفت های بسیار به ویژه در زمینه ی آنتی بیوتیک ها، عفونتهای معده ای – روده ای نتیجه و اثرات باقیمانده آنها یک مشکل عمده ی پزشکی به شمار می آید. در مجموع استفاده از آنتی بیوتیک ها منجر به افزایش دراماتیک در شیوع پاتوژنهای میکروبی مقاوم به اینگونه آنتی بیوتیک ها با یک سرعت کافی در رقابت با گسترش فعالیت های مقاومتی میکروب ها به آنتی بیوتیک های سابق نبوده است بنابراین این شرایط امکان بکارگیری و آزمودن استفاده ازمیکرو ارگانیسم
های مفید را در انسان ها به عنوان یک درمان نسبت به درمان آنتی بیوتیک در اختلالات معده ای – روده ای برانگیخته است همچنین پروبیوتیکها مزیت دیگری بر استفاده از آنتی بیوتیک ها دارند و برخلاف آنتی بیوتیک ها کلونیزه شدن دوباره فلورهای نرمال کلون را به تاخیر نمی اندازند و از این امر جلوگیری میکنند. پروبیوتیکها میکرو ارگانیسم های زنده ای هستند که نه از طریق نابود سازی میکروب های فلور بدن بلکه با ایجاد و یا تقویت میکرو ارگانیسم های مفید موجود در دستگاه گوارش موجبات حفظ سلامتی یا افزایش رشد را در دام و انسان فراهم میکند پروبیوتیکها را میتوان یک دستاورد مثبت علمی دانست که با توجه به سوابق تاریخی و استفاده از فواید موثر و مفید میکروارگانیسم های غیر پاتوژن در دستگاه گوارش و تعادل موجود در طبیعت تهیه و به عنوان جایگزینی مناسب به جای آنتی بیوتیک ها و مواد محرکه رشد در غذای دام و طیور به صنعت عرضه گردیده است. شاید بتوان مهمترین ویژگی پروبیوتیکها را در این دانست که قسمت کافی بیماری و بهبود ضریب تبدیل غذایی در دام و طیورهیچگونه باقیمانده بافتی نداشته و برخلاف یاد زیست ها مقاوت میکروبی ایجاد نمیکنند باکتری های پروبیوتیک به طور مطلوبی تعادل میکروفلورهای روده ای را تغییر میدهنداز رشد باکتری های مضر جلوگیری میکنند، هضم خوبی را باعث میشوند، عملکرد سیستم ایمنی را بالا برده پایداری را نسبت به عفونتها افزایش میدهند مردم با رشد کلونیهای باکتری های روده ای به طور موثرتری نسبت به مبارزه و مقابله با رشد باکتری های عامل شونده بیماری ها تجهیز میشوند باکتری های پروبیوتیک یک تعادل مطلوبی در فلورهای روده ای ایجاد میکنند و با تولید ترکیبات ارگانیک از قبیل لاکتیک اسید،هیدروژن پروکسید،اسید اتیک، اسیدیته ی روده را بالا برده و از تکثیر مقدار زیادی از باکتری های مضر جلوگیری میکنند باکتری های پروبیوتیک همچنین موادی به نام باکتریوسین تولید میکنند که به عنوان آنتی بیوتیکهای طبیعی در کشتن میکرو ارگانیسم های نامطلوب عمل میکنند، جنس لاکتوباسیلوس متعلق به خانواده ی lactobacilliaceae می باشد. و از تقریبا 56 گونه مختلف تشکیل شده است. عمده ترین کاربرد لاکتوباسیلوس ها در صنعت به ویژه فراورده های لبنی است و از آنجایی که مصرف لبنیات به عنوان ماده غذایی در جهت ایجاد سلامت در انسانها و حیوانات قدمت تاریخی دارد و در طی دهه های اخیر نیز مصرف مواد لبنی بخصوص بستنی رو به افزایش گرویده است تحقیق و پژوهش بر روی لاكتوباسیلوس ها رو به افزایش است. تجربیات نشان از این امر دارد که باکتری های زنده غیر بیماری زا و مفید موجود در مواد لبنی از ایجاد بسیاری از بیماری ها جلوگیری بعمل آورده و در درمان یا پیشگیری از آنها مفید و مثمر الثمر واقع میباشد با توجه به این امر و با در نظر گرفتن اینکه امروزه در کشورهای درحال توسعه عفونتهای باکتریایی و به خصوص مسمومیت های غذایی ناشی ازآنها رو به افزایش است و اثرات درمانی به علت بروز مقاومت های دارویی فزاینده روز به روز کاهش می یابد لذا استفاده از باکتری های غیر بیماری زا موجود در لبنیات و بهره گیری از نقش مفید آنها در ایجاد سلامت و پیشگیری ها در جمعیت های انسانی و حیوانی از اهمیت بسیاری برخوردار است(5).
هدف از این تحقیق ایجاد یک بستنی با خواص پروبیونیک بود، بدین معنی که اثر زنده مانی باکتری های لاکتوباسیلوی اسیدوفیلوس و لاکتوباسیلوس کازئی در بستنی کیوی مشخص و خواص شیمیایی بستنی ارزیابی شد این پروسه که طی دوماه آزمایش انجام پذیرفت.
این تحقیق جهت پیشبرد افزایش سطح كیفیت مواد غذایی بخصوص بستنی كه محصولی تقریبا همه فرد پسند و مورد استقبال جامعه به ویژه كودكان است می توان گفت امید داریم گام مفیدی در جهت بهبود كیفیت غذایی آیندگان و سلامت نسل های آتی باشد.
: یکی ازانواع شایع شکستگی ها در ناحیه فک و صورت، شکستگی های ناحیه میانی صورت و استخوان گونه است که در اکثریت این شکستگی ها دیوار قدامی سینوس درگیر می شود. به دنبال شکستگی دیواره قدام سینوس، پرولاپس بافت نرم، سینوزیت، رینیت، درد و تندرنس در لمس ناحیه می تواند رخ دهد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی کارایی بازسازی دیواره قدامی سینوس ماگزیلا در بیماران دچار شکستگی دیواره با بهره گرفتن از ممبران جذبی بود.
مواد و روش: 42 بیمار پس از بررسی شرایط ورود و خروج وارد مطالعه شدند. تمامی بیماران فرم رضایتنامه آگاهانه را امضا نمودند. در 21 بیمار بازسازی دیواره قدامی سینوس همراه با پوشاندن ناحیه نقص با بهره گرفتن از ممبران قابل جذب (گروه مطالعه) و در بقیه بیماران بازسازی استخوانی (گروه کنترل) صورت نگرفت. به منظور بررسی تغییرات بیشترین عرض ناحیه نقص استخوانی و پرولاپس بافت نرم، از بیماران درانتهای جراحی و 6 ماه پس از جراحی رادیوگرافی CBCT تهییه شد. همچنین در پیگیری 6 ماهه، بیماران از لحاظ سینوزیت، تندرنس در لمس ناحیه، درد و عفونت بررسی گشتند. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 11.0 با فاصله اطمینان 95 درصد آنالیز گشتند.
نتایج: 18 بیمار در گروه مطالعه و 20 بیمار در گروه کنترل مطالعه را به اتمام رساندند. تفاوت معناداری میان عرض ناحیه بلافاصله پس از جراحی بین دو گروه مشاهده نشد (P-value >0.05). اما 6 ماه پس از جراحی، این میزان در گروه مطالعه به صورت معناداری از گروه کنترل کمتر بود (P-value <0.05). از نظر وجود درد، ترشحات و سینوزیت بین دو گروه تفاوت آماری معنادری وجود نداشت(P-value >0.05). اما میزان شیوع تندرنس در لمس و نیز کلاپس بافت نرم به صورت معناداری در گروه کنترل نسبت به مطالعه بیشتر بود (P-value <0.05).
نتیجه گیری: استفاده از ممبران های قابل جذب می تواند عوارض ناشی از شکستگی دیواره قدامی سینوس ماگزیلا را بهبود بخشد در حالی که مشکلات استفاده از مش های تیتانیومی را ندارد.
کلمات کلیدی: سینوس ماگزیلا، شکستگی دیواره قدامی سینوس، ممبران قابل جذب.
فهرست
(1) فصل اول: 6
(1-1) پیشگفتار. 7
(1-2) كلیات… 8
1-2-1 مروری بر آناتومی ماگزیلا………………………………………………………………………………………8
1-2-2 ترومای ناحیه فک و صورت…………………………………………………………………………………13
1-2-3 علل شکستگی های صورت….. ………………………………………………….. ……………………….14
1-2-4 طبقه بندی شکستگی های صورت .. ……………………………………………………………………..14
1-2-5 درمان شکستگی های ناحیه میانی صورت. ………………………………………………………………16
1-2-6 مواد قابل جذب در پزشکی و دندانپزشکی: کلاژن…… ………………………………………………17
1-2-7 تهییه ممبران کلاژن……. ………………………………………………………………………………………..19
1-2-8 اضمحلال ممبران کلاژنی…… ………………………………………………………………………………..20
(1-3) مروری بر مطالعات انجام شده 21
(1-4) بیان مساله. 24
(1-5) اهداف و فرضیات مطالعه. 26
(2) فصل دوم: 29
2-1 جمعیت مورد مطالعه……………………………………………………………………………………………………30
2-2 طراحی مطالعه…………………………………………………………………………………………………………….30
2-3 جراحی بازسازی…………………………………………………………………………………………………………31
2-4 بررسی علائم و میزان بهبود…………………………………………………………………………………………35
2-5 روش جمع آوری اطلاعات…………………………………………………………………………………………..36
2-6 حجم نمونه………………………………………………………………………………………………………………..36
2-7 تجزیه و تحلیل داده ها ……………………………………………………………………………………………..36
2-8 جدول متغیرها ………………………………………………………………………………………………………….37
(3) فصل سوم: 38
(4) فصل چهارم: 48
(5) مـنـابـع.. 53
Abstract……………………………………………………………………………………………………………………………….I
فهرست تصاویر
تصویر 1: نمای خارجی ماگزیلا………….. …………… …………… …………… …………… ………………………….9
تصویر 2: نمای داخلی ماگزیلا…………. ………… …………… …………… …………… …………… ……………….11
تصویر 3: نمای کامی ماگزیلا………. …………… …………… …………… …………… …………… …………………13
تصویر 4: انواع شکستگی های لفورت ( Le Fort)……….. …………… …………… …………… ……………16
تصویر 5: رادیگرافی CBCT اولیه….. …………… …………… …………… …………… …………… ……………32
تصویر 6: ایجاد برش وستیبولار و دسترسی به دیواره قدامی سینوس ماگزیلاری…………… …………32
تصویر 7: ثابت سازی قطعات استخوانی توسط میتی پلیت و پیچ…………… …………… ………………….33
تصویر 8: ممبران قابل جذب …………… …………… …………… …………… …………… …………… ……………34
تصویر 9: ثابت سازی ممبران قابل جذب و پوشش نقص استخوانی…………… …………… …………….35
فهرست جداول
جدول 1: مقایسه بیشترین عرض ناحیه نقص در دو گروه در هر اندازه گیری……………………………..41
جدول 2: مقایسه بیشترین عرض ناحیه نقص در هر گروه در دو اندازه گیری……………………………..42
جدول 3: مقایسه درد در فالوآپ میان دو گروه…………………… …………………… ………………………………43
جدول 4: مقایسه ترشحات در فالوآپ میان دو گروه…………………… …………………… ……………………..44
جدول 5: مقایسه سینوزیت در فالوآپ میان دو گروه…………………… …………………… …………………….45
جدول 6: مقایسه تندرنس در فالوآپ میان دو گروه…………………… …………………… ……………………….46
جدول 7: مقایسه کلاپس بافت نرم در فالوآپ میان دو گروه…………………… ……………………………… 47
فهرست نمودار ها
نمودار 1: توزیع جنسی بیماران…………………………………………………………………………………………………40
یکی ازانواع شایع شکستگی ها در ناحیه فک و صورت، شکستگی های ناحیه میانی صورت و استخوان گونه است که در اکثریت این شکستگی ها دیوار قدامی سینوس درگیر می شود (1).
علت درگیری دیواره قدامی سینوس به این علت است که به جهت اینکه، در محل اعمال نیروهای فانکشنال قرار ندارند نازک است و در انواع شکستگی های ناحیه میانی به همین دلیل دچار شکستگی می شود که علاوه بر از بین رفتن و دیواه قدامی سینوس، مخاط پوشانده سینوس را نیز درگیر می کند (1).
درگیری دیواره قدامی سینوس مشکلات زیادی را ایجاد می کند؛ تاثیر بر فرم صورت، تشکیل اسکار ناشی از روند ترمیم که ممکن است در ناژ به داخل حفره بینی رادچار مخاطره کند، پرولاپس بافت نرم به داخل سینوس و بدنبال آن کاهش حجم سینوس است که می تواند سبب عفونت و رینیت است (1-3).
با توجه به مشکلات ذکر شده بازسازی دیواره قدامی سینوس بدنبال شکستگی های میانی صورت ضروری به نظر می رسد برای این منظور تلاش هایی صورت گرفته است. با اینکه بهترین روش بازسازی دیواره قدامی سینوس با همان تکه های خود دیواره است اما بسیاری اوقات به علت خردشدگی این ناحیه امکان آن وجود ندارد و برداشت گرفت از نواحی دیگر موجب افزایش مشکلات ناحیه دهنده استخوان می شود. از اینرو بازسازی دیواره قدامی سینوس ماگزیلا به دنبال شکستگی آن با بهره گرفتن از ممبران های جذبی و غیر جذبی مورد مطالعه است (1-3).
1-2-1 مروری بر آناتومی ماگزیلا
استخوان ماگزیلا بعد از ماندیبل بزرگترین استخوان صورت می باشد که در هر فرد دو عدد از این استخوان وجود دارد که به هم متصل شده اند. هر کدام از دو استخوان ماگزیلا در مرز سه حفره قرار دارند؛ سقف دهان، کف حفره چشمی، دیواره طرفی و کف حفره بینی(4).
هر استخوان از یک بدنه و چهار زائده تشکیل شده است شامل زائده گونه ای، پیشانی، آلوئولار و کامی(4).
بدنه:
بدنه ماگزیلا دارای یک حفره وسیع به نام سینوس ماگزیلاری است. چهار سطح تنه عبارتند از:
سطح قدامی : در این سطح یک سری برجستگی مربوط به ریشه دندان های موجود در فک بالا به چشم می خورد که درست بالای برجستگی دندان های ثنایا، فرورفتگی ثنایا به چشم می خورد. در خارج تر از این زائده یک فرورفتگی عمیقتر به نام فرورفتگی نیش دیده می شود. در بالای فرورفتگی نیش، سوراخ تحت کاسه چشمی وجود دارد که محل خروج عروق و عصب تحت کاسه چشمی است. درست بالای این سوراخ، حاشیه تحتانی حفره کاسه چشم قرار دارد. در سمت داخل سطح خارجی توسط بریدگی بینی محدود می شود. این بریدگی در قدام و پایین به خار قدامی بینی ختم می شود .
سطح تحت گیجگاهی : این سطح از سطح قدامی توسط زائده گونه ای جدا می گردد. این سطح توسط عروق و اعصاب آلوئولار خلفی فوقانی سوراخ می گردد. قسمت تحتانی این سطح برجسته و گرد می باشد و به آن توبروزیته گفته می شود (تصویر 1)
. 53
3-2- معرفی بانك چهره مورد استفاده در پایان نامه. 53
3-3- مختصری راجع به شبكه عصبی SFAM…. 55
3-4- پیش پردازش و آماده سازی تصاویر. 57
3-5- استخراج مشخصه. 57
3-6- مشخصات داده ها و شرایط استفاده شده در آزمایشات مرحله اول 58
3-6-1- تجزیه و تحلیل نتایج شبیه سازیها (سری اول آزمایشات) 60
3-7- مشخصات داده ها و شرایط آزمایشهای مرحله دوم. 61
3-7-1- نتایج شبیه سازیها با بهره گرفتن از شبكه عصبی SFAM (سری دوم آزمایشات) 62
3-7-2- تجزیه و تحلیل نتایج شبیه سازیها با بهره گرفتن از SFAM (سری دوم آزمایشات) 65
3-7-3- نتایج شبیه سازیها با بهره گرفتن از شبكه عصبی MLP.. 65
3-7-4- تجزیه و تحلیل نتایج شبیه سازیها با بهره گرفتن از شبكه عصبی MLP.. 68
3-7-5- مقایسه كلی عملكرد شبكه های عصبی MLP و SFAM…. 69
3-8- مشخصات داده ها و شرایط آزمایش های سری سوم. 70
3-9- مروری اجمالی بر الگوریتم ژنتیك…. 71
3-9-1- بعضی از اصطلاحات الگوریتم ژنتیک…. 72
3-9-2- نحوه عملكرد الگوریتم ژنتیک: 73
3-9-3- روند انتخاب ویژگی های مؤثر با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک و SFAM…. 74
3-9-4- نتایج شبیه سازیها (سری سوم آزمایشات) 75
3-9-5– تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از آزمایش های سری سوم. 79
3-10-جمع بندی و خلاصه فصل.. 80
فصل چهارم: نتیجه گیری كلی و ارائه پیشنهاداتی برای ادامه تحقیقات
4-1- جمع بندی و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………… 82
4-2 پیشنهاداتی برای ادامه روند پژوهش……………………………………………………………………………….. 83
مراجع …………………………………………………………………………………………………………………………………………. 85
فهرست اشكال
شكل 1-1 روش بردار سازی تصاویر…………………………………………………………………………………………….. 7
شكل 1-2 یک فضای دو بعدی به همراه دو مولفه اساسی مجموعه نمونه ها. P1 و P2 دو بردار مولفه اساسی می باشند 8
شكل 1-3 برخی از صورت های ویژه پایگاه داده ORL…………………………………………………………… 9
شكل 1-4- بازنمایی یک چهره توسط چهره های ویژه. مجموعه ضرایب، بردار ویژگی چهره را مشخص می نماید 9
شكل 2-1: شمای كلی ماژول ART: ورودی تحت كدگذاری مكمل وارد می شود و نودهای لایه F2 همان خوشه های شبكه هستند……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 23
شكل 2-2- فلوچارت كلی ماژول ART…………………………………………………………………………………….. 24
شكل 2-3- پیكربندی كلی شبكه عصبی Fuzzy ART MAP…………………………………………. 27
شكل 2-4 میانگین ( انحراف معیار) درصد صحیح كلاسه بندی برای داده های آموزش و آزمایش با بهره گرفتن از FAM، جهت كلاسه بندی سیگنالهای سندرم Down با بهره گرفتن از استراتژی میانگین گیری برای مقادیر افزایشی پارامتر مراقبت با متد آموزش تك تكراری………………………………………………………………………………………………………………………… 47
شكل 2-5 میانگین ( انحراف معیار) درصد صحیح كلاسه بندی برای داده های آموزش، آزمایش و ارزیابی با بهره گرفتن از FAM، جهت كلاسه بندی سیگنالهای سندرم Down با بهره گرفتن از استراتژی میانگین گیری، برای مقادیرمختلف پارامتر مراقبت با متدآموزش همراه با ارزیابی……………………………………………………………………………………………… 49
شكل 2-6 میانگین ( انحراف معیار) درصد صحیح كلاسه بندی برای داده های آموزش و آزمایش با بهره گرفتن از FAM، جهت كلاسه بندی سیگنالهای سندرم Down با بهره گرفتن از استراتژی میانگین گیری، برای مقادیر مختلف پارامتر مراقبت با متد آموزش همراه با آموزش كامل …………………………………………………………………….. 50
شكل 3-1 تصاویر بانك چهره ORL، 10تصویر برای هر یک از 40 نفر………………………………… 54
شكل 3-2- ساختار SFAM – ورودی به لایه F0 اعمال می شود و درF1 كدگذاری مكمل انجام شده و بعد ورودی دو برابر می شود………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 56
شكل 3-3- درصد صحت كلاسه بندی داده های آموزش ( انحراف معیار) در SFAM به ازای مقادیر مختلف پارامتر مراقبت با بهره گرفتن از متد آموزش تك تكراری و استراتژی میانگین گیری…………………………. 59
شكل 3-4- تعداد نودها (خوشه ها)ی تشكیل شده در ماژول Fuzzy ART در شبكه عصبی SFAM، به ازای مقادیر مختلف پارامتر مراقبت و استفاده از متد آموزش تك تكراری و استراتژی میانگین گیری………………….. 59
شكل 3-5- زمان مورد نیاز برای آموزش شبكه عصبی SFAM به ازای مقادیر مختلف پارامتر مراقبت و استفاده از متد آموزش تك تكراری و استراتژی میانگین گیری………………………………………………………………………………………… 60
شكل 3-6 صحت كلاسه بندی الگوریتم های مختلف پس انتشار خطا به عقب برای شبكه عصبی MLP و دو حالت آموزش سریع و آهسته برای SFAM به ازای تعداد نمونه های آموزش مختلف………………………………… 68
فهرست جداول
جدول 3-1- نتایج شبیه سازیها با بهره گرفتن از شبكه عصبی SFAM در مود آموزشی تك تكراری با بهره گرفتن از استراتژی میانگین گیری……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 63
جدول 3-2: نتایج شبیه سازیها با بهره گرفتن از SFAM درحالت آموزش آهسته با بهره گرفتن از استراتژی میانگین گیری 64
جدول 3-3- نتایج شبیه سازیها با بهره گرفتن از شبكه عصبی MLP و به كارگیری چهار الگوریتم معروف پس انتشار خطا به عقب…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 67
جدول 3-4: نتایج حاصله از انتخاب ویژگی های موثر با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک و شبكه عصبی SFAM به ازای داده هایی با 2 نمونه برای آموزش……………………………………………………………………………………………………………………… 76
جدول 3-5: نتایج حاصله از انتخاب ویژگی های موثر با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک و شبكه عصبی SFAM به ازای داده هایی با 4 نمونه برای آموزش……………………………………………………………………………………………………………………… 77
جدول 3-6: نتایج حاصله از انتخاب ویژگی های موثر با بهره گرفتن از الگوریتم ژنتیک و شبكه عصبی SFAM به ازای داده هایی با 6 نمونه برای آموزش……………………………………………………………………………………………………………………… 78
یكی از مسائل قدیمی و چالش برانگیز در زمینه هوش مصنوعی، موضوع بازشناسی چهره می باشد. قدمت تحقیقات در این زمینه مربوط به دهه هفتاد میلادی می باشد.علیرغم تحقیقات فراوانی كه در حواشی این مسئله صورت گرفته، همواره عرصه های تازه و بكر برای پژوهش وجود داشته است. در حال حاضر محققین با زمینه های كاری كاملاً متفاوت اعم از روانشناسی، بازشناسی الگو،شبكه های عصبی، بینایی ماشین و گرافیك، با انگیزه های متفاوت در این رابطه فعالیت می كنند. در پایان نامه حاضر پس از طرح یک سری چالشهای موجود در زمینه بازشناسی چهره با رویكردی مبتنی بر بكارگیری دسته ای خاص از شبكه های عصبی مصنوعی به عنوان كلاسه بند، سعی شده چالشهای مذكور تا حد امكان مرتفع شود.
اكثر كلاسه بندی های مدرن الگو، نظیر شبكه های عصبی پرسپترون چند لایه[1] و ماشین بردارهای[2] پشتیبان در فاز آموزش عموماً نیاز به صرف بازه های زمانی طولانی داشته و همچنین بار محاسباتی سنگینی به سیستم تحمیل می كنند. امروزه در بسیاری از موارد، بخصوص در سیستم های امنیتی مدرن فرودگاه ها، ترمینالها و غیره، رویكردهای مبتنی بر تشخیص و بازشناسی به هنگام[3] چهره، به شكل فزاینده ای رو به گسترش می باشد. بنابراین نیاز به طبقه بندی های سریع و دقیق با بار محاسباتی و الگوریتمی پایین برای چنین كاربردهایی اجتناب ناپذیر می باشد. بعلاوه در چنین سیستم هایی علاوه بر اینكه یادگیری اولیه بر روی دسته ای از داده ها به صورت یكجا انجام می شود، نیاز به نوعی یادگیری افزایشی نیز وجوددارد تا علاوه بر یادگیری فضای نمونه های اولیه، تغییرات و پویاییهای فضای نمونه ها نیز، برای كلاسه بند، قابل یادگیری بوده و قابلیت رشد و ارتقاء آموزش برای سیستم فراهم می باشد. برای مثال یک سیستم بازشناسی چهره در یک فرودگاه بین المللی را در نظر بگیرید كه در ابتدا برای تشخیص هویت یک سری از افراد خاص با سابقه جرایم تروریستی، آموزش دیده است. آنچه واضح است با گذشت زمان مشخصه های چهره افراد ثابت نمانده و همچنین بازشناسی چهره مجرمین جدید نیز اجتناب ناپذیر می نماید. به دلایل ذكر شده، سیستم بازشناسی بایستی بدون فراموش كردن نمونه هایی كه قبلاً دیده است، قابلیت به روزرسانی یادگیری و بازشناسی چهره های جدید را نیز داشته باشد.
در این پایان نامه سعی شده با بررسی مزایای ذاتی نوع خاصی از شبكه های عصبی مصنوعی مبتنی بر الگوریتم رزونانس تطبیقی[4] و استفاده از آنها بعنوان كلاسه بند در بازشناسی چهره، چالشهای مذكور تا حدی مرتفع شود. همچنین با بهره گرفتن از الگوریتم های تكاملی نظیر الگوریتم ژنتیك[5] و شبكه های مذكور، روشی كارا جهت انتخاب ویژگیهای مؤثر چهره در بازشناسی، پیشنهاد شده است.
[1] – Multi Layer Perceptron (MLP)
[2] – Support Vector Machine (SVM)
[3] – Online
[4] – Adaptive Resonance Theory
[5]- Genetic Algorithm