ایران ومصر دو کشور با تمدن و سابقه کهن و با اهمیت و پرنفوذ در منطقه خاورمیانه هستند. ایران و مصر بنابر شواهد تاریخی از گذشته های دور با هم ارتباط داشته اند و مناسبات و تعاملات آن ها تحت تاثیر عوامل متعددی قرار گرفته است. روی کار آمدن دولت های مختلف در این کشورها و سیاست های اتخاذ شده از سوی هرکدام باعث شد در دوران های مختلف این دو کشور نسبت به هم رویکردهای مختلفی داشته باشند و به این ترتیب اکنون با توجه به تحولات اخیر در مصر و سقوط مبارک و نیز برکناری مرسی می توان انتظار داشت که تغییراتی در رابطه این دو کشور تغییراتی اتفاق بیفتد و آینده روابط دو کشور را غیر قابل پیش بینی می سازد.
2-1- بیان مسأله
با توجه به شرایط کنونی جهان ،نحوه تعامل مصر و ایران به عنوان دو قدرت تاثیرگذار منطقه ای در خاور میانه و شمال آفریقا می تواند تمامی معادلات جهان را تحت تاثیر قرار دهد و از این حیث دارای اهمیت شایانی است. قدرت سیاسی اقتصادی و اجتماعی ایران در خاور میانه با نفوذ گسترده ای که در میان اقشار مختلف مسلمانان در کشور های مختلف و همچنین نفوذی که در سایر مناطق جهان دارد این کشور را در عرصه منطقه ای و بین المللی حائز اهمیت نموده است از سوی دیگر مصر نیز به عنوان یک کشور بزرگ عربی اسلامی از اهمیت ویژه ای در منطقه برخوردار است . همسایگی مصر با رژیم اشغالگر قدس بر اهمیت استراتژیک این کشور افزوده است . تسلط مصر بر کانال سوئز و نقش آن در قاره عظیم آفریقا موقعیت ژئوپلوتیک مصر را آشکار کرده واین اهمیت را دوچندان نموده است.
روابط ایران و مصر در طی سالهای گذشته همواره با فراز و نشیب همراه بوده و در این سیر تاریخی برداشت نخبگان دو کشور از شرایط منطقه ای و بین المللی بر روند این تغییرات تاثیر گذاشته است.همچنین نفوذ قدرتهای بین المللی نظیر آمریکا در مصر بخصوص پس از مرگ ناصر و کمکهای بلاعوض این کشور به ارتش مصر ، موضوع رابطه با مصر را قامض و پیچیده تر از یک مسئله منطقه ای نموده است .با آغاز بهار عربی در مصر و تغییرات بنیادی در نظام سیاسی و اجتماعی این کشور و قدرت گرفتن اسلامگرایان و پررنگتر شدن مشترکات فراوان دوکشور و رنگ باختن اختلافات پیشین به نظر می رسد فرصتی تاریخی برای ایجاد روابط نزدیک بین ایران و مصر ایجاد شده است و از آنجایی که روابط ایران و مصر در عرصه بین المللی می تواند منافع داخلی و خارجی هر دو کشور را تحت تاثیر قرار دهد .
عوامل همگرایی دوکشور نظیر دین مشترک، عضویت در سازمان کنفرانس اسلامی ، منافع و علایق مشترک و همچنین روی کار آمدن اسلامگرایان و بسیاری موارد دیگر قابل تقویت و گسترش بوده و می توانند با کاهش تاثیر عوامل واگرایی نظیر دخالت بیگانگان و بویژه
آمریکا، ناسیونالیسم عربی و اختلافات ایدئولوژیک و همچنین تفاوت دیدگاه ها در خصوص مسئله فلسطین و اسرائیل ، زمینه های وحدت و نزدیکی هرچه بیشتر این دوکشور را بوژه در شرایط تاریخی اخیر فراهم آورند.
پژوهش حاضرسعی دارد عوامل تاثیرگذار بر روابط آینده ایران و مصر بعد از سقوط مبارک را مورد کنکاش قرار دهد و پاسخی برای سوالات زیرارائه نموده و در آخر راه کارهایی جهت برقراری روابط نزدیک و بهبود روابط این دو کشور ارائه نماید.
آیا اساسا امکان برقراری رابطه بین ایران و مصر وجود دارد؟
عوامل اصلی همگرایی بین ایران و مصر کدامند؟
چه تغییری در عوامل همگرایی ایران و مصر پس از برکناری مبارک ایجاد شده است؟
عوامل اصلی واگرایی ایران و مصر کدامند؟
– چه تغییری در عوامل واگرایی ایران و مصر پس از برکناری مبارک ایجاد شده است؟
– ایران از چه راهبردهایی می تواند در راستای افزایش همگرایی و کاهش واگرایی در روابط با مصر جدید در این برهه بهره ببرد؟
3-1- پیشینه پژوهش
1. محمدرضا صارمی (1386) در پایان نامه ای تحت عنوان “بررسی عوامل همگرا و واگرا در روابط ایران و مصر از 2006-1980” ضمن بررسی روابط دو کشور از سالهای پیش به نقش دولتمردان ایرانی از یک سو و نقش آمریکا به عنوان یک قدرت فرامنطقه ای از سوی دیگر در افت و خیز روابط ایران و مصر پرداخته است.
2. در پایان نامه دیگری تحت عنوان ” روابط ج.ا.ایران و مصر با تاكید بر نقش ساختار نظام بین الملل 2009 تا 1979″ ضمن تاکید بر اولویت سیاسیت خارجی ایران در همکاری با کشور های مسلمان ، روابط ایران و مصر بعد از انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و عوامل واگرایی و همگرایی با هدف ارائه راهکارهایی درجهت عادی سازی روابط مطالعه شده است.
3.محمد حسین هاشمی(1380) در پایان نامه ای با عنوان ” همگرایی و واگرایی در روابط ایران و مصر در دهه های 60 و70″ عوامل همگرائی و واگرائی در روابط دو کشور در دو دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی و برای شناخت بهتر تاریخ روابط دو کشور و برنامه ریزی برای داشتن روابط صحیح جهت تامین منافع ملی و دینی کشور را مورد بررسی قرار داده است. و در نهایت بر تاثیر نقش منطقه ای و بین المللی دو کشور بر روابط میان آنها تاکید می کند.
4.سید بهنام مهردل(1387) در مقاله ای با نام ” تبیین تئوریک از روابط ایران و مصر” با بررسی پایه های تئوریک منازعه و همکاری در روابط بین الملل به بررسی سابقه روابط ایران و مصر پرداخته و دست آخر به این نتیجه گیری می رسد که عامل تعیین کننده رفتار جمهوری اسلامی ایران نسبت به مصر، فاکتورهای عینی و مادی نبود، بلکه هنجارهایی بود که تاثیر مستقیم بر منافع و هویت ایران اسلامی گذاشته بود. همچنین در مقاله دیگری تحت عنوان “ارتباطات فرهنگی ایران و مصر؛ضرورت ها و فرصت ها” (1388) با تاکید بر مشترکات زیاد بین دو کشور ودلایل اندک برای دشمنی ،مبانی نظری روابط را مورد کنکاش قرار داده و بستر دینی را برای توسعه روابط مهم برشمرده است و از ناهماهنگی در سیاست خارجی به عنوان یکی از عوامل سردی روابط نام برده و در نهایت معتقد است با ایجاد گفتمانی متمركز بر چهار حوزه ارتباطی شامل : دینی- تبلیغاتی ،علمی- آموزشی ،فرهنگی- هنری و رسانه ای- محیط مجازی می توان در بهبود روابط سیاسی ایران و مصر نقش عمده ای ایفا نمود.
5. حامد عالی (1391) در مقاله ای با عنوان” تاثیر روابط دیپلماتیک سیاسی،مذهبی ایران ومصر بر تحولات آینده فلسطین” با در نظر گرفتن موقعیت مصر پس از بهار عربی و جایگاه استراتژیک این مشور در مسئله فلسطین بر تاثیر این روابط بر مناسبات مربوط به فلسطین تاکید کرده و بر برقراری هرچه سریعتر روابط با مصر پیش از نفوذ مجدد آمریکا در این کشور ، در راستای حمایت از فلسطین اشاره دارد.
فرم در حال بارگذاری ...